Loading...

@amirmomnin____09392894359

amirmomnin____09392894359
الهی تو خود ناگفته دانی #نانوشته خوانی
0 5 11 hours ago
الهی تو خود ناگفته دانی #نانوشته خوانی

@mohamad_barbershop

mohamad_barbershop
.
#تابع یعنی #قانون ، یعنی #چهارچوب داشتن
#آزادی معنیش این نیست که کلا هر کاری دوست داری انجام بدی
آزادی یعنی در چهارچوب قانون هر کاری دوست داشتی انجام بدی ، چه برای #آقایون و چه برای #خانمها 
و یه قانون #نانوشته ای وجود داره به نام #انسانیت و #آدم_بودن
و #انسانیت_بزرگترین_دین_است 
#تمام 
#انگیزشی 
#موفقیت 
#مثبت 
#مثبت_اندیشی 
#انرژی_مثبت 
#ثروت 
#تکنولوژی_فکر 
#راز 
#قدرت_ذهن 
#امید
10 95 22 hours ago
.
#تابع یعنی #قانون ، یعنی #چهارچوب داشتن
#آزادی معنیش این نیست که کلا هر کاری دوست داری انجام بدی
آزادی یعنی در چهارچوب قانون هر کاری دوست داشتی انجام بدی ، چه برای #آقایون و چه برای #خانمها
و یه قانون #نانوشته ای وجود داره به نام #انسانیت و #آدم_بودن و #انسانیت_بزرگترین_دین_است
#تمام
#انگیزشی
#موفقیت
#مثبت
#مثبت_اندیشی
#انرژی_مثبت
#ثروت
#تکنولوژی_فکر
#راز
#قدرت_ذهن
#امید

@nafirebad

nafirebad
#گمشده در تاریخ 
تحریف تاریخ آیا جزء این است که مجموعه ای از نبردهاولشکر کشی هاست؟که نهایتا به فتح یا غارت خلاصه می شود،و دست آوردش غیر ازاین است که به چپاول و کشتاروبه آتش کشیدن تمدن هاوقبیله ها و فرهنگ ها بوده.ودر این میان مردمی از جنس ما از طبقه ی ما ظلمت ها کشیدن ستم هاشدن اسارت ها رفتن تاحاصلش کاخ وافتخارات و غنایم برای قدرت ها واشراف زاده ها باشد.واین بود که بشر با ترس رشد کند ودر غارهاوحصارهای برج وبارو،دخمه ها،حفره ها ،صخره ها ومناطق دور افتاده خودش راپناه دهدو این خود نوعی دیگر از اسارت باشد بدست قدرت هاوحاکمین؛ودرآخرمجموعه ای از این زندگی بصورت خشت و خاک ودفینه ها در کشف ها و کاوشگری ها جزء میراث ما باشد که نهایتا باثبت ملی وجهانی ،آن را نشان ما دهند،تا ما دچار نوعی غرور ویا حسرتی شویم که امروزه به هیچ کارمان نمی آید.ولی ماه عسلش برای ما برای نسل امروز جوامع بشری ترسی ناشی گرفته از همان تاریخ گمنام وپنهان شده ی انسانهاست که خیابان ها وکوچه ها را بنا میکند و مارا درون خانه های که با دویا سه اتاق محصور میشود ،وهر روز وشبی را سپری میکنیم که ذاتا با ترس خو گرفتیم ،با ترس میخوابیم با دلهره بیدار میشویم با نگرانی کار میکنیم با دلشوره و وسواس عاشق میشویم وبا گمان ها واسترس و اضطراب ها به فردایی می اندیشیم .وطلوع خورشیدی از پس صبح دگر را به انتظار نشسته ایم که سپیده دمش هرگز معنای آزادی وجسارت را نمی هد...!
#نوشته های_من
#سهندنادری_درجزینی
#تاریخ#تحریف#آزادی#سپیده#سهند
#شعر
#داستان
#اجتماعی
#تاریخ
#نانوشته
#متن
#داستان_نویسی
#کلوزآپ
1 55 3 weeks ago
#گمشده در تاریخ
تحریف تاریخ آیا جزء این است که مجموعه ای از نبردهاولشکر کشی هاست؟که نهایتا به فتح یا غارت خلاصه می شود،و دست آوردش غیر ازاین است که به چپاول و کشتاروبه آتش کشیدن تمدن هاوقبیله ها و فرهنگ ها بوده.ودر این میان مردمی از جنس ما از طبقه ی ما ظلمت ها کشیدن ستم هاشدن اسارت ها رفتن تاحاصلش کاخ وافتخارات و غنایم برای قدرت ها واشراف زاده ها باشد.واین بود که بشر با ترس رشد کند ودر غارهاوحصارهای برج وبارو،دخمه ها،حفره ها ،صخره ها ومناطق دور افتاده خودش راپناه دهدو این خود نوعی دیگر از اسارت باشد بدست قدرت هاوحاکمین؛ودرآخرمجموعه ای از این زندگی بصورت خشت و خاک ودفینه ها در کشف ها و کاوشگری ها جزء میراث ما باشد که نهایتا باثبت ملی وجهانی ،آن را نشان ما دهند،تا ما دچار نوعی غرور ویا حسرتی شویم که امروزه به هیچ کارمان نمی آید.ولی ماه عسلش برای ما برای نسل امروز جوامع بشری ترسی ناشی گرفته از همان تاریخ گمنام وپنهان شده ی انسانهاست که خیابان ها وکوچه ها را بنا میکند و مارا درون خانه های که با دویا سه اتاق محصور میشود ،وهر روز وشبی را سپری میکنیم که ذاتا با ترس خو گرفتیم ،با ترس میخوابیم با دلهره بیدار میشویم با نگرانی کار میکنیم با دلشوره و وسواس عاشق میشویم وبا گمان ها واسترس و اضطراب ها به فردایی می اندیشیم .وطلوع خورشیدی از پس صبح دگر را به انتظار نشسته ایم که سپیده دمش هرگز معنای آزادی وجسارت را نمی هد...!
#نوشته های_من
#سهندنادری_درجزینی #تاریخ#تحریف#آزادی#سپیده#سهند #شعر #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@nafirebad

nafirebad
#شهری بدون درخت و پرنده ساختمان های  آفتاب سوخته و مردمی که برای پول بدست آوردن سخت مشغول اند، روزها کار و شب ها در کافه ها و قمارخانه ها در حال وراجی  و یکشنبه ها رو به آبتنی در دریا و خوشگذرانی با دخترها ترجیح میدهن.بیماری طاعون رخ میدهد و حالا شهری داریم که مردم در قرنطینه و حصارهای شهر تحت نظر و مراقبتن وشرایط بقدری سخت میشه که مردم از ترس مردن و سرایت بیماری بشدت تقلا میکنن در مردابی که غرق شدن برای مرده وزنده فرقی نمیگذارد .شهر اشباح از مرده و بوی تعفن کوره های مرده سوزی و زنده های که به این زندگی تن میدن و آرزوی شهر قبل از بیماری را در رویا دارن .
رفته رفته اپیدمی بیماری کم رنگ تر میشود ،شهر به روز های قبل برمیگردد ولی عادت کردن و تن دادن به پیش آمدها ؛عشق ،امیال انسانی و حس مبارزه گری را از این مردم می رباید و طاعونی را میبینیم که با مردم طاعون زده اکنون زندگی میکند.
برداشتی از طاعون کامو
اکنون جهانی داریم تقسیم شده به دو بلوک شرق و غرب یا شمال و جنوب که توسط حصاری محصور شده است در سمتی از دیوار بازی تاج وتخت دیده می شود در پوششی از جامعه متمدن مدرن و صاحب اجتماعی که کشتار ،خیانت،تجاوز وغارت به همراه شراب خواری ، رابطه های نامشروع،خونخواهی ،دسیسه ،جاه طلبی وامیال شیطانی !!...دست مایه زندگی و رابطه انسانی آن است که بصورت یک فرهنگ یا ساختار کاملا جاافتاده و قابل زندگیست، ولی مشکل دقیقا در پشت دیوارهایست که سرما وتاریکی به همراه دارد و ترس از موجوداتی وحشی که قرار است به این تمدن انسانهای جنوب دیوار هجوم بیاورد و این غیر قابل تحمل است و فقط هم با آتشی میمیرند ونابود میشوند که قرار است توسط موعودی یا آرماگدون ظهور کرده پیروز شوند .و حالا فاجعه کجاست در این سمت دیوار یا آنسوی دیوار ؟و نجات و رهایی در دست که است ؟.
و ما انسانهای طاعون زده به چه دچاریم و این چقدر در حال  اجتماع جامعه ی ما آشناست ..!!؟
برداشتی از سریال بازی تاج و تخت 
#نوشته_های_من #سهندنادری_درجزینی ...
#سهند#طاعون#آرماگدون#بازی_تاج_تخت
#شعر
#داستان
#اجتماعی
#تاریخ
#نانوشته
#متن
#داستان_نویسی
#کلوزآپ
3 51 3 weeks ago
#شهری بدون درخت و پرنده ساختمان های  آفتاب سوخته و مردمی که برای پول بدست آوردن سخت مشغول اند، روزها کار و شب ها در کافه ها و قمارخانه ها در حال وراجی  و یکشنبه ها رو به آبتنی در دریا و خوشگذرانی با دخترها ترجیح میدهن.بیماری طاعون رخ میدهد و حالا شهری داریم که مردم در قرنطینه و حصارهای شهر تحت نظر و مراقبتن وشرایط بقدری سخت میشه که مردم از ترس مردن و سرایت بیماری بشدت تقلا میکنن در مردابی که غرق شدن برای مرده وزنده فرقی نمیگذارد .شهر اشباح از مرده و بوی تعفن کوره های مرده سوزی و زنده های که به این زندگی تن میدن و آرزوی شهر قبل از بیماری را در رویا دارن .
رفته رفته اپیدمی بیماری کم رنگ تر میشود ،شهر به روز های قبل برمیگردد ولی عادت کردن و تن دادن به پیش آمدها ؛عشق ،امیال انسانی و حس مبارزه گری را از این مردم می رباید و طاعونی را میبینیم که با مردم طاعون زده اکنون زندگی میکند.
برداشتی از طاعون کامو
اکنون جهانی داریم تقسیم شده به دو بلوک شرق و غرب یا شمال و جنوب که توسط حصاری محصور شده است در سمتی از دیوار بازی تاج وتخت دیده می شود در پوششی از جامعه متمدن مدرن و صاحب اجتماعی که کشتار ،خیانت،تجاوز وغارت به همراه شراب خواری ، رابطه های نامشروع،خونخواهی ،دسیسه ،جاه طلبی وامیال شیطانی !!...دست مایه زندگی و رابطه انسانی آن است که بصورت یک فرهنگ یا ساختار کاملا جاافتاده و قابل زندگیست، ولی مشکل دقیقا در پشت دیوارهایست که سرما وتاریکی به همراه دارد و ترس از موجوداتی وحشی که قرار است به این تمدن انسانهای جنوب دیوار هجوم بیاورد و این غیر قابل تحمل است و فقط هم با آتشی میمیرند ونابود میشوند که قرار است توسط موعودی یا آرماگدون ظهور کرده پیروز شوند .و حالا فاجعه کجاست در این سمت دیوار یا آنسوی دیوار ؟و نجات و رهایی در دست که است ؟.
و ما انسانهای طاعون زده به چه دچاریم و این چقدر در حال  اجتماع جامعه ی ما آشناست ..!!؟
برداشتی از سریال بازی تاج و تخت
#نوشته_های_من #سهندنادری_درجزینی ...
#سهند#طاعون#آرماگدون#بازی_تاج_تخت #شعر #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@nafirebad

nafirebad
#قدیم بهش میگفتن قحطی مهم نیست ،
2 94 3 weeks ago
#قدیم بهش میگفتن قحطی مهم نیست ،"پدر بزرگم یه خونه داشت زیاد نمیشد بهش گفت خونه ،ویک بوم که تو بوم کلی چیز های بدرد نخور بود ؛وکیسه های نون خشک جمع شده از کنار سفره ،که هرزگاهی به آب میزدو میخورد تعجب آور بود!ولی تعجب آور تر از این که کل خونه یه شیر آب داشت .ولامپ کم نوری که اگر یادش نمیرفت خاموش میکرد ؛ویه تلوزیون کوچیک که هیچ وقت نگاهش نمیکرد.و مواجبش  که توی یک بالشت زیر سرش بود و میخوابید ؛وتو گذرها و قهوه خونه ها کلی رفیق و هم صحبت ،خوب البته که دوست نداشتیم چنین وضعیت رو ؛برا همین بومی بر سر خانه ندارم ولی در عوض تلوزیونی بزرگ با وضوح تصویر وروشنایی های به مراتب درخشان تر و فراهم بودن امکانات ؛ولی باز یه جای کار میلنگه گاهی میگم شاید بالشت هست و خواب نیست یا نبود قهوه خانه و گذرها وشایدم نه اسم اون قحطی یه جوری داره بازیم میده به هرحال روزها رو دارم سر میکم.
#نوشته_های_من#سهندنادری درجزینی
#قدیم#قحطی#پدربزرگ#سهند #شعر #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@nafirebad

nafirebad
#ما بر کویر خویش تنهاییم
چون دانه ی شن بر دست باد
و به فرسایش جبری زمان ها مبتلا
چنان است که دگر هیچ نماند ردپای زِ ما بجا
به آن ستاره ها که در شب کویر می روید
وبه آن خورشید که پی آن می تابد
که سرشت ما همین است 
غفلت و تنهایی و خاک....
#سهندنادری.
#کویر#تنهایی#
#شعر
#داستان
#اجتماعی
#تاریخ
#نانوشته
#متن
#داستان_نویسی
#کلوزآپ
4 103 3 weeks ago
#ما بر کویر خویش تنهاییم
چون دانه ی شن بر دست باد
و به فرسایش جبری زمان ها مبتلا
چنان است که دگر هیچ نماند ردپای زِ ما بجا
به آن ستاره ها که در شب کویر می روید
وبه آن خورشید که پی آن می تابد
که سرشت ما همین است
غفلت و تنهایی و خاک....
#سهندنادری.
#کویر#تنهایی# #شعر #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@nafirebad

nafirebad
#سهند نادری ام
#زنده ام به سال 1392خورشیدی
با روزهای که می روند
تا چهره از چهره بر دارند
با شبهای که می آید
تا در آغوش زنی بیآسایم
تا دگر بار متولد شوم
در طلوع آفتاب ی دگر
همراه عزیزانی که می رویم تا یادگار شویم
و چشم به راه آنانی که می آیند تا تکرار بشر باشند
زنده ام
با خنده هایم
گریه هایم
دردهایم
در قرنی که تن
نه برای کاخ هایشان
مرگ نه برای آرامگاهاشان
و ذکر نه برای معبدگاهاشان
بلکه لقمه ی برای شکستن هسته ی به نام اتم
سخت از گلو پایین رود
زنده ام با فصل ها
پاییزهای دلگیرش، زرد
زمستانهای سر زده اش، برف
بهارهای خاطره انگیزش، سبز
و تابستانهای دلنشین اش
ایوان و مادر و چای
زنده ام 
در خیابانهای شهر
آخرین نسل پیکان
دنیای دی جی تال و
اینترنت و فیس بوک
با حیاط های که می رود تا برج شوند
تکنولوژی جدید
فصل نانو
کشف سیاره حیات
قرن گفتگوی تمدنها
نام گذاری روز وحدت
انتخاب سفیر صلح
ونجات بشرو حیوان و ازت
آب و درخت و فقر
از فاجعه ی نابودی
دلم در پی لخت کودک پاپتی راهی کوچه ها شد.
زنده ام
با دنیای مادربزرگا و پدربزرگای آسایشگاه سالمندان
در قطره قطره از خون کیسه های که می رود
تا حیات را در نبض کودکی سرطانی بیدار کند
در دستان خسته ی کارگرانی که حلال را ازحرام تمیز دهند
ای همه عمر
ای همه ی زندگی
ای زمین
ای زمین انسان
درمنظومه شمسی
و منظومه ای در راه شیری
و میلیاردهایش در کهکشان ها
وسعت کیهان
درچشم انسانی 
در زندگی انسانی
که می رود هفتاد الی صد سال عمر کند
تا باری دنیا او را دریابد
تا باری مرگ اورا دریابد
تا باری خاک او را دریابد
با خوبی هایش، بدی هایش
من سهند نادری ام
زنده ام کنون آری
با دل واپسی هایم
دل تنگی هایم
با امروزم
با تمامی لحظه ها
دوست داشتن هایم
در کنار تو
در ذهن تو
باری زنده ام
چنین روزی و شبی
عابر پیاده روها
مسافر قطار زمان
سرنشین لحظه ها ویادها
نشسته بر ایوان انتظار
تا کی؟
چه وقت؟
کجا؟
از من تصویری بر سنگ بماند
همین.
#سهندنادری
#سهند#من#زنده ام#اتم
#شعر
#داستان
#اجتماعی
#تاریخ
#نانوشته
#متن
#داستان_نویسی
#کلوزآپ
22 140 3 weeks ago
#سهند نادری ام
#زنده ام به سال 1392خورشیدی
با روزهای که می روند
تا چهره از چهره بر دارند
با شبهای که می آید
تا در آغوش زنی بیآسایم
تا دگر بار متولد شوم
در طلوع آفتاب ی دگر
همراه عزیزانی که می رویم تا یادگار شویم
و چشم به راه آنانی که می آیند تا تکرار بشر باشند
زنده ام
با خنده هایم
گریه هایم
دردهایم
در قرنی که تن
نه برای کاخ هایشان
مرگ نه برای آرامگاهاشان
و ذکر نه برای معبدگاهاشان
بلکه لقمه ی برای شکستن هسته ی به نام اتم
سخت از گلو پایین رود
زنده ام با فصل ها
پاییزهای دلگیرش، زرد
زمستانهای سر زده اش، برف
بهارهای خاطره انگیزش، سبز
و تابستانهای دلنشین اش
ایوان و مادر و چای
زنده ام
در خیابانهای شهر
آخرین نسل پیکان
دنیای دی جی تال و
اینترنت و فیس بوک
با حیاط های که می رود تا برج شوند
تکنولوژی جدید
فصل نانو
کشف سیاره حیات
قرن گفتگوی تمدنها
نام گذاری روز وحدت
انتخاب سفیر صلح
ونجات بشرو حیوان و ازت
آب و درخت و فقر
از فاجعه ی نابودی
دلم در پی لخت کودک پاپتی راهی کوچه ها شد.
زنده ام
با دنیای مادربزرگا و پدربزرگای آسایشگاه سالمندان
در قطره قطره از خون کیسه های که می رود
تا حیات را در نبض کودکی سرطانی بیدار کند
در دستان خسته ی کارگرانی که حلال را ازحرام تمیز دهند
ای همه عمر
ای همه ی زندگی
ای زمین
ای زمین انسان
درمنظومه شمسی
و منظومه ای در راه شیری
و میلیاردهایش در کهکشان ها
وسعت کیهان
درچشم انسانی
در زندگی انسانی
که می رود هفتاد الی صد سال عمر کند
تا باری دنیا او را دریابد
تا باری مرگ اورا دریابد
تا باری خاک او را دریابد
با خوبی هایش، بدی هایش
من سهند نادری ام
زنده ام کنون آری
با دل واپسی هایم
دل تنگی هایم
با امروزم
با تمامی لحظه ها
دوست داشتن هایم
در کنار تو
در ذهن تو
باری زنده ام
چنین روزی و شبی
عابر پیاده روها
مسافر قطار زمان
سرنشین لحظه ها ویادها
نشسته بر ایوان انتظار
تا کی؟
چه وقت؟
کجا؟
از من تصویری بر سنگ بماند
همین.
#سهندنادری #سهند#من#زنده ام#اتم #شعر #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@nafirebad

nafirebad
#علم داره خیلی چیزها رو روبراه میکنه!،نگین نه! مثلاً فنآوری اطلاعات ،پزشکی یا حمل ونقل... تا صبح بگم کمه! حالاما جهانی داریم با محیطی تجهیز شده و این ادامه خواهد داشت، تا! ...نمی دانم تا کجا ولی فک کنم تا جایی که کمبود یا درش ناتوان باشیم!.چرا ما هنوز ناتوانیم؟و چه کسانی دارند مارا مجهز میکنن؟من که میگم محدود شدیم ...لائقل اینجوری حس میشه که بین تکنولوژی مدرنیزه و امیال بشری که اکنون به هردوی آن نیاز مندیم، وبه تکنولوژی نیاز بیشتر،چرا ؟!.. و اون امیال دورونی ما مثل دوست داشتن ها یا حس اعتماد و یا قدردانی و بخشش!...کجای زندگی ما جای دارند؟ و اکنون انسانی می بینیم مجهز شده ولی تنها،دارای علم ولی معلول در روابط ،دست یافته به بیکران ها ولی درمانده در یک لبخند برای دست یافتن به معجزه ای بنام عشق...!!!
نانوشته های من 
#سهند_نادری_درجزینی 
#علم_تکنولوژی_عشق
#شعر
#داستان
#اجتماعی
#تاریخ
#نانوشته
#متن
#داستان_نویسی
#کلوزآپ
2 99 2 weeks ago
#علم داره خیلی چیزها رو روبراه میکنه!،نگین نه! مثلاً فنآوری اطلاعات ،پزشکی یا حمل ونقل... تا صبح بگم کمه! حالاما جهانی داریم با محیطی تجهیز شده و این ادامه خواهد داشت، تا! ...نمی دانم تا کجا ولی فک کنم تا جایی که کمبود یا درش ناتوان باشیم!.چرا ما هنوز ناتوانیم؟و چه کسانی دارند مارا مجهز میکنن؟من که میگم محدود شدیم ...لائقل اینجوری حس میشه که بین تکنولوژی مدرنیزه و امیال بشری که اکنون به هردوی آن نیاز مندیم، وبه تکنولوژی نیاز بیشتر،چرا ؟!.. و اون امیال دورونی ما مثل دوست داشتن ها یا حس اعتماد و یا قدردانی و بخشش!...کجای زندگی ما جای دارند؟ و اکنون انسانی می بینیم مجهز شده ولی تنها،دارای علم ولی معلول در روابط ،دست یافته به بیکران ها ولی درمانده در یک لبخند برای دست یافتن به معجزه ای بنام عشق...!!!
نانوشته های من
#سهند_نادری_درجزینی
#علم_تکنولوژی_عشق #شعر #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@nafirebad

nafirebad
#کوکاکولا
#باور زندگی ما چیست؟ ۷هزار سال تاریخ تمدن یامذهبی که گره خورده شده در آیین و اعتقاداتمان؟ ولی حقیقت محصولی شگفت انگیزیست بنام کوکاکولا! که  در سال اول تولیدش فقط ۱۲شیشه فروش داشته!!.واکنون تمام جهان را تصرف کرده!! که برای تست  تنوع محصولش باید هر روز به مدت ۹ سال مصرفش کنیم.در کنارش دنیای مخرب فست فود را می ساز.بهترین جایگزین نوشیدنیهای باستانی چون آب جو وشراب برای تمام رده های سنی می گردد.کمپانیش رتبه ی اول مشتری مداری جهت ارائه آن در سراسر جغرافیای بشریست .کوکاکولا، سود آور کمپانی های وابسته ای چون  داروسازی و پزشکی برای فروش دارو و درمان در بیماری های خودسازش،دهان و دندان ،کبد ودستگاه گوارش ،ناراحتی های ستون فقرات و پوکی استخوان ،فشار خون ،انواع سرطانها و دیابت می شود! ونیز کارآفرین بزرگ صنایع خنک سازی، دستگاه های خود برداشت محصول تا همه جانبه  مشتریش را وابسته کند و ذائقه ای فراهم آورد که اشتها جنون وار خواهانش شود!! سربازهایشان به خانه برگشتن!! کارخانه های مهمات سازی شان آزمایشگاه محصولاتشان می شود! کمپانیش مدعی این است که واژه ی کوکاکولا بعد از واژه ی ok رایجترین واژه ایست که در  جهان شناخته می شود.فاجعه ای که طعمه اش را زیبا می بلعد و جهانش را اینگونه شکل می دهد.!!!
#نا_گفته_ها_ی_من#
#سهند_نادری_درجزینی
#آبجو#کمپانی#بیماری#فاجعه#ok
#شعر
#داستان
#اجتماعی
#تاریخ
#نانوشته
#متن
#داستان_نویسی
#کلوزآپ
15 104 2 weeks ago
#کوکاکولا #باور زندگی ما چیست؟ ۷هزار سال تاریخ تمدن یامذهبی که گره خورده شده در آیین و اعتقاداتمان؟ ولی حقیقت محصولی شگفت انگیزیست بنام کوکاکولا! که  در سال اول تولیدش فقط ۱۲شیشه فروش داشته!!.واکنون تمام جهان را تصرف کرده!! که برای تست  تنوع محصولش باید هر روز به مدت ۹ سال مصرفش کنیم.در کنارش دنیای مخرب فست فود را می ساز.بهترین جایگزین نوشیدنیهای باستانی چون آب جو وشراب برای تمام رده های سنی می گردد.کمپانیش رتبه ی اول مشتری مداری جهت ارائه آن در سراسر جغرافیای بشریست .کوکاکولا، سود آور کمپانی های وابسته ای چون  داروسازی و پزشکی برای فروش دارو و درمان در بیماری های خودسازش،دهان و دندان ،کبد ودستگاه گوارش ،ناراحتی های ستون فقرات و پوکی استخوان ،فشار خون ،انواع سرطانها و دیابت می شود! ونیز کارآفرین بزرگ صنایع خنک سازی، دستگاه های خود برداشت محصول تا همه جانبه  مشتریش را وابسته کند و ذائقه ای فراهم آورد که اشتها جنون وار خواهانش شود!! سربازهایشان به خانه برگشتن!! کارخانه های مهمات سازی شان آزمایشگاه محصولاتشان می شود! کمپانیش مدعی این است که واژه ی کوکاکولا بعد از واژه ی ok رایجترین واژه ایست که در  جهان شناخته می شود.فاجعه ای که طعمه اش را زیبا می بلعد و جهانش را اینگونه شکل می دهد.!!!
#نا_گفته_ها_ی_من# #سهند_نادری_درجزینی #آبجو#کمپانی#بیماری#فاجعه#ok #شعر #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@nafirebad

nafirebad
امروز یکی بهم گفت،سهند میدونی گوشت کیلویی فلان قدر شده!.میگم تو هنوز به گوشت فکر میکنی؟ ما خیلی وقته بوسیدیمش گذاشتیم کنار! ،
یهو یاد ۴سال پیشم افتادم تو سوپر پروتئنی که ۲تا مرغ رو داشتم حساب میکردم، پسر بچه ای آمد تو مغازه  گفت عمو پوست مرغ داری؟! وقتی رفت به صاحب مغازه گفتم برا سگ میخواست؟! گفت به نظرت برا سگ میخواست؟!.مادرش چند متری عقب تر واستاده بود #پلاستیک و گذاشت زیر #چادرشو دور شدن.بعدچند سال حالا به یادش افتادم .که آیا هنوز اون سگه زنده هست ؟یا مادره هنوز چادر  روسرش داره ؟...اون شب هاشم میگفت که اگه تیرِ خسرو یه وجب پایین تر خورده بود الان جنازه ی علی گل رو بدون سرش خاک میکردن در عوض آدماشو فرستاده بود پی  سَر خسرو صدتا هم #گوسفند جایزه گذاشته بود.
حالا اصلان رو داشت سرما وگرسنگی از پا در می آورد
برف بند آمده بود، شب بلندی برای هاشم خان و اصلان بود تا سر رودخونه به خسرو ملحق بشن ....
#هاشم_را_فقط_گلوله_کشت
#سهند_نادری_درجزینی
#شعر
#داستان
#اجتماعی
#تاریخ
#نانوشته
#متن
#داستان_نویسی
#کلوزآپ
15 109 5 days ago
امروز یکی بهم گفت،سهند میدونی گوشت کیلویی فلان قدر شده!.میگم تو هنوز به گوشت فکر میکنی؟ ما خیلی وقته بوسیدیمش گذاشتیم کنار! ،
یهو یاد ۴سال پیشم افتادم تو سوپر پروتئنی که ۲تا مرغ رو داشتم حساب میکردم، پسر بچه ای آمد تو مغازه  گفت عمو پوست مرغ داری؟! وقتی رفت به صاحب مغازه گفتم برا سگ میخواست؟! گفت به نظرت برا سگ میخواست؟!.مادرش چند متری عقب تر واستاده بود #پلاستیک و گذاشت زیر #چادرشو دور شدن.بعدچند سال حالا به یادش افتادم .که آیا هنوز اون سگه زنده هست ؟یا مادره هنوز چادر  روسرش داره ؟...اون شب هاشم میگفت که اگه تیرِ خسرو یه وجب پایین تر خورده بود الان جنازه ی علی گل رو بدون سرش خاک میکردن در عوض آدماشو فرستاده بود پی  سَر خسرو صدتا هم #گوسفند جایزه گذاشته بود.
حالا اصلان رو داشت سرما وگرسنگی از پا در می آورد
برف بند آمده بود، شب بلندی برای هاشم خان و اصلان بود تا سر رودخونه به خسرو ملحق بشن ....
#هاشم_را_فقط_گلوله_کشت #سهند_نادری_درجزینی #شعر #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@nafirebad

nafirebad
اصلان :سرما و گرسنگی داره اَمانم رو میبره!
هاشم خان: پس شرافتت رو هم از دست میدی!
اصلان :اسلحه دارم هاشم خان! و پولی قایم کرده خیلی دور نیست.! هاشم خان :شرف مرد تو دستهای  نیست که باهاش اسلحه و پول لمس کرده . 
اصلان :پس کجاست؟بگو لعنتی تو شکم گرسنه یا تو رختخواب فاحشه؟
هاشم خان :روزی که اسلحه رو دست گرفتی ترسیدی ازت بگیرنش! با پولی هم که اندوختی فکر کردی میتونی پسش بگیری ...این زمین ها رو نگاه کن خوب نگاهشون کن محصولات و میوه هاش  کجان اصلان؟! ،باغداراش چی ؟دیگه بایرن، فقط ازش جو بیرون میاد ،اره می تونی اینها رو داشته باشی..!
#هاشم_را_فقط_گلوله_کشت
#سهند_نادری_درجزینی
#شعر
#داستان
#اجتماعی
#تاریخ
#نانوشته
#متن
#داستان_نویسی
#کلوزآپ
7 105 6 days ago
اصلان :سرما و گرسنگی داره اَمانم رو میبره!
هاشم خان: پس شرافتت رو هم از دست میدی!
اصلان :اسلحه دارم هاشم خان! و پولی قایم کرده خیلی دور نیست.! هاشم خان :شرف مرد تو دستهای  نیست که باهاش اسلحه و پول لمس کرده .
اصلان :پس کجاست؟بگو لعنتی تو شکم گرسنه یا تو رختخواب فاحشه؟
هاشم خان :روزی که اسلحه رو دست گرفتی ترسیدی ازت بگیرنش! با پولی هم که اندوختی فکر کردی میتونی پسش بگیری ...این زمین ها رو نگاه کن خوب نگاهشون کن محصولات و میوه هاش  کجان اصلان؟! ،باغداراش چی ؟دیگه بایرن، فقط ازش جو بیرون میاد ،اره می تونی اینها رو داشته باشی..!
#هاشم_را_فقط_گلوله_کشت #سهند_نادری_درجزینی #شعر #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@nafirebad

nafirebad
به قول استاد زارع تو زندگی نمیشه آزادی وامنیت رو باهم داشت، برا همین سعی کردم آزادی رو انتخاب کنم که توش میشه خیلی چیزای قشنگ پیدا کرد؛ مثلا جسارت یا لذت بردن!!.. اصلان :هاشم خان همه چیزو از دست دادیم!
هاشم :پس قدماتو محکم تر بزار،آدم جمع میکنیم 
اصلان:من مال این حرفا نیستم،گرسنگی و سرما مجال راه رفتنُ ازم
 گرفته؛از پسش بر نمیایم!
هاشم :علی گل همه چیزمون رو گرفت ،آتیش زد ،غارت کرد،اره راست گفتی تو برای این حرفا نیستی،تو این زمونه رعیت هابیشتر امنیت دارن!.
صدای گلوله سکوت رو شکست رودخانه ی خروشان پیکر هاشم رو درآغوش گرفت .اصلان شرافتش رو بر دوش انداخت بوی خسرو را گرفته بسمت گردنه راهی شد.  پایان 
#هاشم_را_فقط_گلوله_کشت
#سهند_نادری_درجزینی
 #شعرشش
#داستان
#اجتماعی
#تاریخ
#نانوشته
#متن
#داستان_نویسی
#کلوزآپ
11 118 2 days ago
به قول استاد زارع تو زندگی نمیشه آزادی وامنیت رو باهم داشت، برا همین سعی کردم آزادی رو انتخاب کنم که توش میشه خیلی چیزای قشنگ پیدا کرد؛ مثلا جسارت یا لذت بردن!!.. اصلان :هاشم خان همه چیزو از دست دادیم!
هاشم :پس قدماتو محکم تر بزار،آدم جمع میکنیم
اصلان:من مال این حرفا نیستم،گرسنگی و سرما مجال راه رفتنُ ازم
 گرفته؛از پسش بر نمیایم!
هاشم :علی گل همه چیزمون رو گرفت ،آتیش زد ،غارت کرد،اره راست گفتی تو برای این حرفا نیستی،تو این زمونه رعیت هابیشتر امنیت دارن!.
صدای گلوله سکوت رو شکست رودخانه ی خروشان پیکر هاشم رو درآغوش گرفت .اصلان شرافتش رو بر دوش انداخت بوی خسرو را گرفته بسمت گردنه راهی شد. پایان
#هاشم_را_فقط_گلوله_کشت #سهند_نادری_درجزینی  #شعرشش #داستان #اجتماعی #تاریخ #نانوشته #متن #داستان_نویسی #کلوزآپ

@hamidreza_bagheri57

hamidreza_bagheri57
شبِ ما دیر زمانیست که سنگین مانده،،
حال از سنگینی آن خاطر تو،،
یا که از خاطر  آن سنگدلی‌ات،،
کوه تنهاست ولی  در پس او،،
خانه دارد شبی تا به طلوعش آفتاب،،،
ساکت و سرد، ولی در دل خویش،،
واژه‌ها می‌گذرد از پس آن تنهایی،،،
با که باید گفتن غمِ دیرینه‌ی تنهاییِ ابر،،
شبِ ما دیر زمانیست به آغوشِ همین واژه تب‌آلوده شده،،
واژه‌ای پر زصدایِ تشویش، از پسِ پَستیِ این ثانیه‌ها،،،
ما به سنگینی و این سنگدلیِ خاطره عادت داریم،،،
بوسه‌ای سرد به رویِ گل یخ،،،،
ما به گرمایِ تب‌آلوده‌یِ این حادثه عادت داریم،،،
آنشبی را که زمین در پس آن شیطنت ماه نخفت،،،
ما به آغوشِ تو در خاطرِ دیرینه‌ی این آیینه عادت داریم....
(حمیدرضا )📸
#دلنوشته #نانوشته #شعر #شعور #اندیشه #خاطره #عکس #عکسها #حمیدرضا_باقری #کوه #من_و_ماه #من_و_تو #ابر #شب #ماه #سکوت #متن_خاص #بوسه #درد #آیینه #گل_یخ #طبیعت #Hamidreza_bagheri #pictures #picture #paeizgram#lran
7 133 2 days ago
شبِ ما دیر زمانیست که سنگین مانده،،
حال از سنگینی آن خاطر تو،،
یا که از خاطر آن سنگدلی‌ات،،
کوه تنهاست ولی در پس او،،
خانه دارد شبی تا به طلوعش آفتاب،،،
ساکت و سرد، ولی در دل خویش،،
واژه‌ها می‌گذرد از پس آن تنهایی،،،
با که باید گفتن غمِ دیرینه‌ی تنهاییِ ابر،،
شبِ ما دیر زمانیست به آغوشِ همین واژه تب‌آلوده شده،،
واژه‌ای پر زصدایِ تشویش، از پسِ پَستیِ این ثانیه‌ها،،،
ما به سنگینی و این سنگدلیِ خاطره عادت داریم،،،
بوسه‌ای سرد به رویِ گل یخ،،،،
ما به گرمایِ تب‌آلوده‌یِ این حادثه عادت داریم،،،
آنشبی را که زمین در پس آن شیطنت ماه نخفت،،،
ما به آغوشِ تو در خاطرِ دیرینه‌ی این آیینه عادت داریم....
(حمیدرضا )📸
#دلنوشته #نانوشته #شعر #شعور #اندیشه #خاطره #عکس #عکسها #حمیدرضا_باقری #کوه #من_و_ماه #من_و_تو #ابر #شب #ماه #سکوت #متن_خاص #بوسه #درد #آیینه #گل_یخ #طبیعت #hamidreza_bagheri #pictures #picture #paeizgram#lran

@s.r.homayoun

s.r.homayoun
.
در کتاب چیزهای زیادی نوشته شده بود که نمی دانستم، چیزهایی که معلم هامان اصلا حرفش را هم نمی زدند ...!
👤خالد حسینی
•
#کتاب #مطالعه #کتاب_بخوانیم #مطالعه_کنیم #حقیقت #معلم #نانوشته #ایران #تبریز #مشهد #تهران #دانستن #آگاهی
5 700 3 days ago
.
در کتاب چیزهای زیادی نوشته شده بود که نمی دانستم، چیزهایی که معلم هامان اصلا حرفش را هم نمی زدند ...!
👤خالد حسینی

#کتاب #مطالعه #کتاب_بخوانیم #مطالعه_کنیم #حقیقت #معلم #نانوشته #ایران #تبریز #مشهد #تهران #دانستن #آگاهی

@hamidreza_bagheri57

hamidreza_bagheri57
این شبِ تارِ شهرِ ما، پر زسکوتِ فاحِش است،،
ذهنِ پلیدِ روزگار، مذهبِ زندگی کُش است،،
ماهِ شبِ سیاهِ ما، فاحشه‌ایست بی بدیل،،
قبله‌ی هر شبانِ ما، دو چشمِ غرقِ خواهش است،،
غرقِ جهنمم کنون، ننگ به باورِ بهشت،،،
مستِ سبویِ کهنه‌ام، مرگ دوایِ خواهش است!
مستِ شبیم، شبی سیاه، پر از سکوت و دغدغه
عادتِ زندگی غمیست که مرگ اوجِ خواهش است،
ما ز نیایشِ سکوت، برده‌یِ رنجِ دیگریم
در به درِ سرایِ خویش، کعبه نشانِ خواهش است!
در پسِ هر نگاهِ خویش، فاحشه‌ایم بیش و کم،،
غایتِ ما رهایی است، گرچه اسیرِ خوانش است..!!!
(حمیدرضا )📸
#دلنوشته #نانوشته #شعر #شعور #اندیشه #خاطره #عکس #عکسها #شب #ماه #مستی #زمانه #حمیدرضا_باقری #غزل #سکوت #سبو #مرگ #زندگی #تفکر #درد #متن_خاص #من_و_ماه #Hamidreza_bagheri #pictures #picture
6 128 5 days ago
این شبِ تارِ شهرِ ما، پر زسکوتِ فاحِش است،،
ذهنِ پلیدِ روزگار، مذهبِ زندگی کُش است،،
ماهِ شبِ سیاهِ ما، فاحشه‌ایست بی بدیل،،
قبله‌ی هر شبانِ ما، دو چشمِ غرقِ خواهش است،،
غرقِ جهنمم کنون، ننگ به باورِ بهشت،،،
مستِ سبویِ کهنه‌ام، مرگ دوایِ خواهش است!
مستِ شبیم، شبی سیاه، پر از سکوت و دغدغه
عادتِ زندگی غمیست که مرگ اوجِ خواهش است،
ما ز نیایشِ سکوت، برده‌یِ رنجِ دیگریم
در به درِ سرایِ خویش، کعبه نشانِ خواهش است!
در پسِ هر نگاهِ خویش، فاحشه‌ایم بیش و کم،،
غایتِ ما رهایی است، گرچه اسیرِ خوانش است..!!!
(حمیدرضا )📸
#دلنوشته #نانوشته #شعر #شعور #اندیشه #خاطره #عکس #عکسها #شب #ماه #مستی #زمانه #حمیدرضا_باقری #غزل #سکوت #سبو #مرگ #زندگی #تفکر #درد #متن_خاص #من_و_ماه #hamidreza_bagheri #pictures #picture

@timarestan_orginal

timarestan_orginal
قوانین نانوشته ای که ایرانی ها🙄 اصلا به آن ها اعتقادی ندارند 
به همراه شهاب حسینی عزیز😘 و دوستان ....
.
.

#قوانین #ایرانی #ایرانی_ها #ایرانیها #نانوشته
0 56 2 weeks ago
قوانین نانوشته ای که ایرانی ها🙄 اصلا به آن ها اعتقادی ندارند
به همراه شهاب حسینی عزیز😘 و دوستان ....
.
.

#قوانین #ایرانی #ایرانی_ها #ایرانیها #نانوشته

@hassanreyvand

hassanreyvand
قوانین نانوشته ای که ایرانی ها🙄 اصلا به آن ها اعتقادی ندارند 
به همراه شهاب حسینی عزیز😘 و دوستان ....
.
.

#قوانین #ایرانی #ایرانی_ها #ایرانیها #نانوشته
0 83 2 weeks ago
قوانین نانوشته ای که ایرانی ها🙄 اصلا به آن ها اعتقادی ندارند
به همراه شهاب حسینی عزیز😘 و دوستان ....
.
.

#قوانین #ایرانی #ایرانی_ها #ایرانیها #نانوشته

@fal.banooo

fal.banooo
با این دنیا همونطوری که لیاقتشو داره رفتار کن. چیزی به اسم اصول وجود نداره... همه کامنت بزارن💜💜💜
فالو_تگ_نظر_لایک فراموش نشه 😍
#دکلمه #جمله_سنگین #جمله_زیبا #حرف_حساب #دلنوشته #حرف_دل #نانوشته #ادبی #شعر #غزل 
#fllow 👉@fal.banooo 🌈
39 203 2 weeks ago
با این دنیا همونطوری که لیاقتشو داره رفتار کن. چیزی به اسم اصول وجود نداره... همه کامنت بزارن💜💜💜
فالو_تگ_نظر_لایک فراموش نشه 😍
#دکلمه #جمله_سنگین #جمله_زیبا #حرف_حساب #دلنوشته #حرف_دل #نانوشته #ادبی #شعر #غزل
#fllow 👉@fal.banooo 🌈

@the_cloudy_skyyy

the_cloudy_skyyy
امسال برای آمدنت نه شعر نوشتم نه ترانه ای نه متنی ...
امسال نه غصه ای تازه کردی نه دلی سوزاندی نه اشکی نه هیچ .... فصل دوست داشتنی من 
امسال بدون غم آمدی بلاخره امسال شاد ترین من شدی 
امسال بین برگهای زرد و نارنجیت چرخیدم چرخیدم چرخیدم و خندیدم .... امسال بهترینها رو برای من ساختی و من ایمانم به تو چند برابر شد پاییز بی همتای من  زیر بارونهای گاه و بیگاهت با سوز سرمای شبانه ات بین جشن رنگی که راه انداختی امسال من شادترین بودم 
یک قدم تا آرزویم فاصله مانده من رها از هر چه تلخی آنقدر پر قدرت که دنیا به گردم نخواهد رسید من مژده ام را در پاییز گرفتم با اولین باران....... ۷/۹/۹۷

#رها_آسمان
#دلنوشته#دلنوشته_های_من#نانوشته#عکس 
#عکس_نوشته#متن_خاص_من#متن_خاص

#تابستان#متن#متن_ادبی#شعر
3 18 2 weeks ago
امسال برای آمدنت نه شعر نوشتم نه ترانه ای نه متنی ...
امسال نه غصه ای تازه کردی نه دلی سوزاندی نه اشکی نه هیچ .... فصل دوست داشتنی من
امسال بدون غم آمدی بلاخره امسال شاد ترین من شدی
امسال بین برگهای زرد و نارنجیت چرخیدم چرخیدم چرخیدم و خندیدم .... امسال بهترینها رو برای من ساختی و من ایمانم به تو چند برابر شد پاییز بی همتای من زیر بارونهای گاه و بیگاهت با سوز سرمای شبانه ات بین جشن رنگی که راه انداختی امسال من شادترین بودم
یک قدم تا آرزویم فاصله مانده من رها از هر چه تلخی آنقدر پر قدرت که دنیا به گردم نخواهد رسید من مژده ام را در پاییز گرفتم با اولین باران....... ۷/۹/۹۷

#رها_آسمان #دلنوشته#دلنوشته_های_من#نانوشته#عکس
#عکس_نوشته#متن_خاص_من#متن_خاص
#تابستان#متن#متن_ادبی#شعر